توضیحات

وابستگی به مواد

تاكنون تعاریف متنوعی برای وابستگی به مواداراشه گردیده است. جامعه قضایی، روان شناسان، جامعه شناسان و پزشکان هر کدام از دیدگاه حرفه ای خاص خودشان به تعریف این پدیده پرداخته اند

همان گونه که کمیته ملی نظارت بر ماری جوانا و سوءاستفاده از دارو در آمریکا (۱۹۷۳)، عنوان می نماید واژه سوءاستفاده از دارویک واژه غیراستاندارد، کاملا نسبی و با ابهامات فوق العاده زیاد است ایزابل اعتیاد را شرایطی توصیف می کند که با تکرار مصرف مواد پدیدار گشته و رشد می نماید. در چنین شرایطی مصرف مواد برای حفظ عملکرد طبیعی و عادی فرد ضروری است و در صورت مصرف نكردن، علائم جسمانی و روانی خاصی پدیدار خواهد شد

ویکلر واژه سوءاستفاده را به عنوان استفاده از عوامل شیمیایی برای اهدافی که از دیدگاه مشاهده شونده غیرمطلوب محسوب می شود تعریف می کند

میپر وابستگی روانی به مواد را به عنوان یک احساس ارضاء و سائق روحي جهت تقاضای همیشگی مواد برای به دست آوردن لذت و اجتناب از ناآرامی توصیف می کند. وابستگی جسمانی به شکل ناراحتی های شدید در زمان دست نیافتن یا به تعویق افتادن مواد خود را نشان می دهد

نلسون و همکاران سوءاستفاده از مواد را چنین تعریف می کنند: تمایل برخی از مردم در استفاده از مواد خاص که تاثیر تعيين کننده و ویژه ای بر سلامتی خود شخص و جامعه ای که در آن زندگی می کند دارد

به عقیده ویل سوءاستفاده از مواد یعنی مصرف موادی که میتواند صدمه جدی به سلامتی، ارتباطات اجتماعی و کارکرد روانی فرد به دنبال داشته باشد به طور کلی مردم و قانون، مصرف تفریحی مواد روانگردان را سوءاستفاده از مواد تلقی می کنند. از این دیدگاه سوءاستفاده از مواد به مصرف موادی اطلاق می شود که در موارد غیرضروری به لحاظ پزشکی، در میزان های غیرمجاز، با قدرت بالا، با دفعات و شیوه هایی که به سلامتی جسمانی و روانی صدمه وارد میکنند اطلاق میشود

به عقیده یونگ نکات ارائه شده در تمیز و تفکیک اعتیاد به مواد و عادت مصرف آن از سوی سازمان بهداشت جهانی نوعی ابهام و جای بحث و مجادله در طبقه بندی صحیح مواد خاص به وجود آورده است. البته مطالب ارائه شده توسط این سازمان با توجه به نیم رخ و اطلاعات مواد از قبل شناخته شده بود و نمی تواند شامل برخی از مواد جدید بشود برای مثال

مصرف آمفتامین ها که به فنیل ایزوپروپیل آمین معروف است تولید تحمل می نماید ولی وابستگی جسمانی به وجود نمی آورد بنابراین درتقسیم بندی این مواد تردید به وجود می آورد که به عنوان مواد اعتیاد آور ویا عادت دهنده محسوب شوند

نکته دیگراین که واژه اعتیاد و عادت غالبا نامتناسب بکار می روند واژه اعتیاد غالبا به عنوان سو استفاده از مواد و خارج دستورات پزشکی بکار می رود بر عکس واژه عادت دلالت بر این دارد که مصرف آن از نظر اجتماعی معنی ندارد و بنا به التزامات شرایط روانی و جسمانی مصرف می شود

یونگ اعتقاد دارد که درک معنی وابستگی دارویی می باید یک دیدگاه اجتماعی-دارویی را درنظر داشت دیدگاهی که وابستگی های فیزیولوژیکال ، درونی(روانی-ذهنی) و حدود اجتماعی نقش عمده در آن ایفا کند. از هنگامی که سازمان بهداشت جهانی بکار گیری واژه اعتیاد و عادت به مصرف دارو و سو استفاده را متوقف نموده است بسیاری از مراجع صلاحیت دار واژه وابستگی بکار برده اند و بکار گیری واژه های دیگر کمتر گردیده و به ندرت بکار گرفته می شود

اوبرین ، اهرمان و ترنس : وابستگی را به عنوان حالتی که وجود مواد را برای عملکرد نرمال طلب می کند توصیف می کنند. معمولا این حالت با پدیده تحمل همراه است . پدیده ایی که بعد از مدتی از مصرف مواد بوجود می آید و آن به این صورت است که میزان معینی از مواد برای مصرف کننده اثر کمتری بجای می گذارد و فرد برای دستیابی به اثرات مشابه اولیه باید میزان بیشتری مصرف کند. در واقع نیاز فرد وابسته به مصرف مواد برای کسب حالت مورد نیاز به تدریج افزایش می یابد . هنگامی که فرد وابسته شد کاهش یا مصرف نکردن مواد حالت های تمنا و وسوسه شدید برای بدست آوردن مواد را بوجود می آورد اگر مواد بدست نیاید نشانه ها و علائم ترک متجلی می گردد نشانه هایی که عموما متضاد علائم و حالاتی هستند که با مصرف مواد در فرد وابسته ایجاد می گردد

ادامه دارد